تبلیغات
زندگی

زندگی
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوندهای روزانه

چندش آورند!

آنهایی که نمک دولت را میخورند و نمکدان شکوه 22 بهمن را می شکنند.


[ دوشنبه 21 اسفند 1391 ] [ 10:51 ق.ظ ] [ راز ]

 

 

                                  

 

                                  

                                 

                                                                   

                                    


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهادت و زندگی،
[ سه شنبه 18 مهر 1391 ] [ 12:40 ب.ظ ] [ راز ]

بر این بودم تا بنویسم حرف دل و غم فراق از معشوق خود آقا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع) را،اما دل یاری نمی کرد این دست و قلم حقیر را،چرا که همیشه آنچه در دل عاشق می گذرد مربوط به معشوق است و به گمانم روا نباشد نامحرم از این راز باخبر شود!

                                               

این شد تا اگر توفیقی نصیبمان شود بنویسم چند خطی از آن که محرم و نامحرم هر دو نیاز است بدانند و بشناسند.

چه باک اگر هفته دفاع مقدس گذشت اما می گویم با تو ای بزرگ مرد دفاع مقدس.ای که نامت با خرمشهر عجین شده،چرا که خرمشهر جز با عکس تو و نوای "محمد نبودی..." خرم شهری نباشد.

آه!گفتم  از عکست.!همان عکسی که خیلی دلبری می کند!چیست راز آرامشی که در این عکس وجود دارد جز حیا و نجابت تو؟!چهره ات می گوید از سختی هایی که کشیدی.از تلاش های بی وقفه ات!آن گاه که خرمشهر در مقابل ارتش 120 هزار نفری عراق هیچ نیروی مسلحی نداشت،تو و نیروهایت به سلاح ایمان مسلح بودید و چه سلاحی باقدرت تر از این! همان ایمانتان بود که اگر شبانه روز کار میکردید،ذره ای خستگی را احساس نمی کردید.از پس این تلاش ها آنچه بود آرامشت بود.آرامشی که در چشمانت موج میزند.اصلاً میدانی چیست؟!ساده میگویم:نمیدانم چیست آنچه از چشمان تو تا عمق وجودم جاریست!!

چشمانی که نظاره گر فتح خرمشهر بودند.چشمانی که تجلی گر ایمانت بودند.

نمیدانم زمانی که در هواپیما نشسته بودی چشمانت کجا را نظاره میکردند.آسمانی که قرار بود در آن پر بکشی یا زمینی که دیگران را گرفتار خود کرده بود.جهان نتوانست خود را برای تو بیآراید ولی تو با ایمانت جهانی را آراستی!

راستی اجازه دارم با کمی تقلید بگویم:هواپیما اگر سقوط کرد اما تو سقوط نکردی،ایمانت سقوط نکرد،بلکه بالاتر رفتی و به اوج رسیدی.به شهادت!

شهادتت مبارک. 

                                                      




طبقه بندی: شهادت و زندگی،
[ جمعه 7 مهر 1391 ] [ 08:19 ق.ظ ] [ راز ]

تنگ رو پر از آب میکنم و میرم سمت گلدون هایی که یه دو روزی میشه آب بهشون ندادم!وقتی گِل خشک توی گلدون رو دیدم و چند تا از برگهایی که زرد شده بودند،خیلی از دست خودم ناراحت شدم.همینطور که داشتم به گل ها آب میدادم یادم میفته که امروز روز ولادت خانم فاطمه معصومه (س) هست و همزمان این حدیث از ذهنم میگذره که (فان المراه ریحانه لیست بقهرمانه (کافی ج۵ ص۵۱۰) زن ریحان است نه قهرمان)!

با خودم میگم :ببین این گل رو دو روز آب ندادی چطور شده؟!فکر کن وقتی به خانم ها هم توجه نشه چی پیش میاد!خشک میشه،میشکنه،...

دلمون رو خوش کردیم به اینکه روز ولادت حضرت معصومه س رو به نام روز ملی دختران رقم زدند که توجه خاصی بشه به  دختران! همون هایی که قراره چند صباحی دیگه بشن الگوی تربیت فرزندان! همونایی که عامل پیشرفت خانواده هان(پیامبر اکرم (ص):اَلمَرأةُ الصّالِحَةُ أحَدُ الکاسِِبَین،زن شایسته یکی از دو عامل پیشرفت خانواده است.)اما نهایت کار ما توی این روز گرفتن یه جشن هست!

بذارید طور دیگه ای بگم:

بنظر بنده حقیر یکی خود دختر میتونه برای تعالی خودش تلاش کنه و این خیلی مهمه و دیگری نقش خانواده و دوستانش در این تربیت هست و نقش سوم رو دولت به عهده داره علی الخصوص مسئولین محترم فرهنگی!

روی صحبت بنده با کسانی هست که این روز رو نامگذاری کردند اما کار خاصی در زمینه فرهنگ سازی انجام ندادند.چه بسیار دخترانی که بخاطر دیدن شخص یا اشخاصی که راحت و آزاد در جامعه با هر تیپ و قیافه ای و با هر عقیده ای در گذر هستند،تغییر نظر داده و دست به کارهایی زدند که شاید واقعا از درون تمایلی به انجام آنها نداشته و فقط به اصطلاح به خاطر کم نیاوردن از همچین افرادی و بی کلاس نشدن نسبت به آنها باشد.یا فقط بخاطر اینکه تیپش شبیه فلان هنرپیشه خانم در سینما شود یا فقط بخاطر اینکه ......

مسئولین محترم فرهنگی!خانواده ها!من!حتی شما!...یادمان نرود گل هر روز نیازمند توجه هست و دختران هم هر روز نیازمند مراقبت و محبت!گل هر روز تشنه آب هست و دختران هر روز تشنه فرهنگ و تعالیم دینی!

 

                                                             




طبقه بندی: زندگی امروز،
[ چهارشنبه 29 شهریور 1391 ] [ 10:45 ق.ظ ] [ راز ]

لبیک یا محمد (ص)

لبیک یا محمد (ص)                                                                                                                     لبیک یا محمد (ص)

لبیک یا محمد (ص)                     لبیک یا محمد (ص)

                        لبیک یا محمد (ص)

 

طرح از سجاد علیزاده / وبلاگ ضدگلوله




طبقه بندی: سیاست و زندگی،
[ دوشنبه 27 شهریور 1391 ] [ 07:51 ق.ظ ] [ راز ]

آنجا...

      وهابیت....

                    بقیع را خراب کردند

و

اینجا....

          مردم ما...

                       دل ها را ویران می کنند...

بقیع حرم معصومین است و دل حرم خدا...

از وهابیت جز این انتظار نبود...

                                        اما... از مردم ما....!!!

+++++++++++++++++++++++++++

پی نوشت : منظور از مردم ما اونایی هستند که غافلند و ناآگاه!... و ناخواسته گناه می کنند...منظورم کل امت اسلامی مون نیست!پس فردا نیاید یقه مون رو بچسبید که اِله و بِله!!

نکته :این دل شکستن گناه بزرگیه!یادمون باشه!

حدیث:امام صادق علیه السلام : دل حرم خداست،پس غیر خدا را در حرم الهی راه مده.جامع الخبار صفحه 518 حدیث 1468

و در آخر:قابل توجه دوستان نزدیک مجازی!

غیبتم طولانی بود قبول!ولی به جان خودم!به جان "فاطمه دلداده مهدی" که عزیزترینه!این به این معنی نیست که اهمیت کار توی فضای مجازی رو ندونم فقط ذهنم زیادی مشغوله و موضوعاتم رو نمیتونم درست جمع و جور کنم و پست بزنم.همین!          




طبقه بندی: زندگی امروز،
[ دوشنبه 6 شهریور 1391 ] [ 12:20 ب.ظ ] [ راز ]
نظرات

دل من گم شد،اگر پیدا شد

بسپارید امانات رضا ع

و اگر از تپش افتاد دلم

ببریدش به ملاقات رضا ع

از رضا خواسته ام

که غلامش بشوم

همه گفتند محال است

ولی...

دل خوشم من به محالات رضا ع

***********************

پ ن :

- به قول آقای قدیانی:«مشهدالرضا» طیاره نمی خواهد، یک دل آواره می خواهد. اگر شب اول قبرم از من ایرانی بپرسند، کعبه ات کجاست، کاش بتوانم خودم را برای «اوس کریم» لوس کنم و بگویم؛ اول مرا ببوس تا بعد بگویمت «طوس».

 - فکر کنم ادامه اش بدم!




طبقه بندی: راز زندگی،
[ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 08:58 ق.ظ ] [ راز ]
نظرات

محبت همواره نیاز یک کانون گرم خانواده بوده و هست.اگر چه منشأ این محبت در خانواده پدر و مادر هستند اما گمان نمیکنم کسی پیدا شود که منکر این باشد که ریشه اصلی محبت در خانواده مادر است.این لطف حضرت باریتعالی بوده که در ذات زن مهر و عاطفه را به وفور و بیشتر از مرد قرار داده است.

اخلاق نیک داشتن همواره آرزوی والدین برای فرزندانش است.اما این اخلاق نیک الگو می خواهد.آموزگار می خواهد.درست است که پدر آموزگار اخلاق است اما استاد اخلاق،مادر است.

درایت و مدیر و مدبر بودن پدرها غیر قابل انکار است و اگر مادر استاد اخلاق است پدر استاد مدیریت و قدرت و تصمیم گیری در امور مهم است.اما باز یادمان نرود که همین پدر گاه که خسته می شود پناهگاهش همسرش می شود.و اینگونه است که اکثرأ مدیریت خانه را به مدیر خوبی چون مادر میسپارند.

رفاقت رابطه ایست زیبا که شبیه هیچ کدام از روابط بین انسانها نیست.خیلی اوقات شده که هیچ چیز و هیچ کاری مانند دیدن رفیق و صحبت با او تو را آرام نمی کند و همه اینها بخاطر متفاوت بودن این رابطه با دیگر روابط است.آنچه رابطه رفاقت را زیبا و متفاوت کرده است فداکاری و گذشت و صمیمیت و یکی هم پشت هم را خالی نکردن است و البته به نظر بنده مهمترینش همین است.به اصطلاح کلک و نارو نزدن رفیق است.اما باز تمام خصوصیات این رابطه را در مادری می بینی که در کنار توست.گفت رفیق بی کلک مادر !

خلاصه می کنم متن را با جمع سطور گذشته

محبت + اخلاق + درایت + رفاقت = مادر

مادر! رفیقم!روزت مبارک

پ نوشت :

 زندگی باغ و بهارش مادر است

آفتاب و چشمه سارش مادر است

هر که را بینی به دنیا سربلند

اولین آموزگارش مادر است




طبقه بندی: زندگی امروز،
برچسب ها: مادر، زندگی، رفیق،
[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 08:48 ق.ظ ] [ راز ]
نظرات

همه بهار را با هوای روح بخش و طبیعت و گل و زیبایی ها و باران های وقت و بی وقتش می شناسند.فصلی که در آن طبیعت جان می گیرد و ما نیز از دیدن این همه زیبایی و لطافت جان تازه ای می گیریم.چه حس نابی است وقتی نسیم بهاری صورتت را نوازش می کند و چه ذوقی دارد هنگامی که دوستی را که چند وقتی میشد ندیده ای،از در وارد شود و برایت گل های باغچه شان را هدیه آورد.گاهی لازم نیست حتماْ از گل فروشی آنچنانی گل بخری و جیبت را خالی کنی که!.کمی اگر هوای باغچه خانه تان را داشته باشی حتماً گل های زیبایی را به تو هدیه می دهد،که می توانی آن را به بهار و دوستانت ببخشی.بماند که با این کار برادری خود را به بهار و طبیعت ثابت خواهی کرد و البته کمی هم خودت را برای حضرت باریتعالی لوس کرده ای!!

اما چه ظلمی می کنند در حق بهار و دوستداران بهار،آنهایی که سیگار روشن می کنند و دودش را در چشم بهار و مردم فرو می برند.بیایید اندکی با بهار مهربان تر رفتار کنیم!

ببینید گلهای زیبایی را که هدیه گرفتم و دود سیگاری که در اداره ذوقم را سرکوب کرد!!!

   

 




طبقه بندی: زندگی امروز،
[ چهارشنبه 30 فروردین 1391 ] [ 01:16 ب.ظ ] [ راز ]
نظرات

نمی دانم چه میکنی با این جماعت،حسین!اما میدانم هر آنکه شیفته ات شد دیگر مال این دنیا نیست و هر آنکه کربلایت را دید البته شیفته تر می شود و تشنه تر!

به گمانم تیرماه امسال بود که عازم کربلا شد اما برگشت البته شیفته تر و تشنه تر!.از آن به بعد مدام از کربلا می گفت. هرچند،چند سالی میشد که از حنجره اش صدای "حسین وای،حسین وای،حسین وای" بیرون می آمد،اما این اواخر "حسین" گفتن هایش هم سوز دیگری داشت.زیاد التماس دعای شهادت داشت.

25+3 روز پیش عازم کربلای ایران شد و از آنجا در مقام خادم الشهدا نامه ای به اربابش،حسین،نوشت.نامه ای به ظاهر اداری!اما پر از بیقراری!حرف هایت و نوشته هایت بوی رفتن می داد.

حسین جان!چه زود جواب نامه شیفتگانت را می دهی!البته شیفته تر و تشنه تر هایت را!

روز جمعه نیز وصیت نامه ات را که خواندند،باز هم گفته بودی شیفته ای اما این بار نوشته بودی شیفته ی خدای حسین! و چه زیبا نوشتی : " خدایا!چشم طمع به بهشتت ندوخته ام "و زیباتر اینکه آغاز کردی وصیت نامه ات را با "بسم رب الشهداء و الصدیقین" و پایان دادی با "آرزوی شهادت"

خوشا به حالت که به آرزویت رسیدی و آنجا که از اربابت خواستی دعوت به آن وادی جنونت کند و نوشتی که" نزدیک است جان دادنت از این غم فراق شب های زیارتی"،زود درخواستت اجابت شد و3 روز پیش دنیا را به مقصد آسمان ترک گفتی و در یک شب زیارتی(18/12/90) "غم فراق" تو به "شوق وصال" تبدیل شد.

شادی روح خادم الشهدا،مداح جوان اهل بیت،کربلایی حجت اله رحیمی،صلوات

+++++++++++++++++++++++

پی نوشت :

-        هیچوقت صدای روضه شب 19 رمضان رو فراموش نمیکنم.

-        بعضی وقت ها تا یه چیزی،یه شخصی رو از دست ندی قدرشو نمیدونی!

-        خدایا!مادر ایشان را حفظ بفرما...که انصافأ زینبی عزاداری کردند و زینبی صبر بر این مصیبت داشتند.

 ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

بعدأ نوشت:

وصیت نامه خادم الشهدا کربلایی حجت الله رحیمی.بخوانید در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهادت و زندگی،
[ یکشنبه 21 اسفند 1390 ] [ 09:48 ق.ظ ] [ راز ]
نظرات

گفته بودی بگم هرچی دل تنگ میخواد بنویسه ،بنویسه.قلم رو دادم دست خودش.گفتم بنویس که دیگه درنگ جایز نیست.

دل:چی بنویسم ؟دوست ندارم یه وقت بخونه و ناراحت بشه

صاحب:بگیر دل تنگم!این قلمو بگیر!خودش خواسته بنویسی،...بنویس جونم...مگه تو چقد جا داری که این همه دلتنگی رو میخوای جا بدی؟
ادامه مطلب

طبقه بندی: راز زندگی،
[ پنجشنبه 10 شهریور 1390 ] [ 03:49 ب.ظ ] [ راز ]
نظرات

درود و سلام بر شورآفرینان 14 خرداد1390،آنان که حماسه ای دیگر آفریدند....

عجب حال و هوایی داشت حرم روح الله...

درود و سلام بر شورآفرینان 14 خرداد1390،آنان که حماسه ای دیگر آفریدند....

عجب حال و هوایی داشت حرم روح الله...
ادامه مطلب

طبقه بندی: راز زندگی،
[ پنجشنبه 10 شهریور 1390 ] [ 03:45 ب.ظ ] [ راز ]
نظرات

خدایا چه لذتی دارد ماه رمضان تو...

چه کرده ای با این ماه که اینقد برکت دارد؟...

آنقدر لذت بخش است که فراموش می کنیم گذر زمان را..

خدایا چه لذتی دارد ماه رمضان تو...

چه کرده ای با این ماه که اینقد برکت دارد؟...

آنقدر لذت بخش است که فراموش می کنیم گذر زمان را..




طبقه بندی: راز زندگی،
[ پنجشنبه 10 شهریور 1390 ] [ 03:34 ب.ظ ] [ راز ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


زندگی زیباست اما شهادت از آن زیباتر است

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب